اشتباه بازاریابی

اشتباه بازاریابی
یک فروشنده کوکاکولا که برای فروش به عربستان سعودی رفته بود دست از پا درازتر برگشت و کاملاً ناامید شده بود
یکی از دوستانش از اون پرسید: چرا در عربستان موفق نبودی؟
فروشنده جواب داد: وقتی رفتم خیلی مطمئن بودم که می تونم فروش خوبی داشته باشم، اما یک مشکل داشتم و اون این بود که نمی دونستم چه جوری عربی صحبت کنم به همین خاطر به خودم گفتم که این پیام رو از طریق سه تا پوستر انتقال بدم

پوستر اول: یک مرد که روی ماسه های داغ صحرا دراز کشیده و کاملاً خسته و از حال رفته است
پوستر دوم: مرد داره کوکاکولا می نوشه
پوستر سوم: مرد ما هم اکنون کاملاً سرحال و شاداب است
دوستش گفت: خیلی عالیه، این طرح باید جواب می داد!
فروشنده جواب داد: لعنتی، هیچکس به من نگفته بود که اونها از راست به چپ میخونن
دیدگاه ها (۱)

خط لوله پترولاين عربستان كه از شرق تا غرب اين كشور امتداد دا...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟓پارت 33 و 34 داخل هایلایته*صدای قدم‌ها...

اون.... اون مرد بود؟ مردی با موهای سفید و تی‌شرت و شلوار سیا...

پارت چهارم — اولین برخوردچند روز بعد، یورا کم‌کم داشت به زند...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵ویو میکا_____صدای قدم...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

🖤 مافیای منقسمت دوازدهم | اولین نشانهات پشت سر جونگکوک ایستا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

......پارت نوزدهم......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط