ناز کن بانوی نازم من خریدارش شوم

ناز کن بانوی نازم من خریدارش شوم
قلب خود از عشق پر کن من هوادارش شوم

تا کہ لب وا میکنی با خندہ غوغا میکنی
از تو یک لبخند کم ،خواهان بسیارش شوم

عطر گیسویت ز باغ یاس رو کم کرده است
بند گیسو باز کن با دل گرفتارش شوم

صد سخن ناگفته پنهان ماندہ در چشمان تو
چشم خود وا کن خودم محرم به اسرارش شوم

گرمی دستان  تو خورشید را شرمندہ کرد
دست در دستم دهی، عمری نگهدارش  شوم

کنج آغوش تو آرامش ز شب هایم ربود
باز کن اغوش ، باشد من سزاوارش شوم

سرخی لب‌های تو، رنگ از رخ لاله ربود
بوسہ دادی تا کہ من خواهان تکرارش شوم

زندہ دارد هُرمِ انفاس تو صد بیمار را
یک نفس بانو بنوشان تا کہ تیمارش شوم

ناز بانو اینچنین اشعار در شان تو نیست
کاش یارم جان بخواهد جان بدهکارش شوم
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

دکتر ماسکشو زد پایین دکتر : خب آقا تبریک میگم اون دختر زنده ...

ناز کن باااانوی نازم من خریدارش شومقلب خود از عشق ...

#عاشقانه تقدیم محبوبم🫂🧿🌐نازکن بانوی نازم من خریدارش شومقلب خ...

ناز ڪن بانوے نازم من خریدارش شومقلب خود از عشق پر ڪن من هواد...

بــــا ریاضـــی اندکـــی، گاهـی قرابت میکنیبـــا ریاضی گــاه...

تو خنده میکنی و می دمد بهار ، بخند.به نوشخند تو رازیست ماندگ...

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانهصد بار تو را گفتم کم خور...

تو اگر خنده کنی دل ضربان میگیرداسکلت در وسط معرکه،جان میگیرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط