فصل سرما دست هایم را خودم ها کرده ام
فصل سرما دست هایم را خودم ها کرده ام
لرز دارم بس که هی این پا و آن پا کرده ام
هر که از ره می رسد دل می برد از دست تو
ترس دارم در کنارت چون که ماوا کرده ام
بینمان هر روز دارد باز دعوا می شود
خسته ام از بس که هر شب با تو دعوا کرده ام
گیر دادن های من تنها دلیلش هم تویی
هی خیانت می کنی هی با تو من تا کرده ام
من در آغوشِ تو و اما دلت با من نبود
این دلم را بیخودی دیدم که شیدا کرده ام
سرگشته
لرز دارم بس که هی این پا و آن پا کرده ام
هر که از ره می رسد دل می برد از دست تو
ترس دارم در کنارت چون که ماوا کرده ام
بینمان هر روز دارد باز دعوا می شود
خسته ام از بس که هر شب با تو دعوا کرده ام
گیر دادن های من تنها دلیلش هم تویی
هی خیانت می کنی هی با تو من تا کرده ام
من در آغوشِ تو و اما دلت با من نبود
این دلم را بیخودی دیدم که شیدا کرده ام
سرگشته
- ۱.۱k
- ۰۲ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط