- در کودکي

- در کودکي
پاکن هايي ز پاکي داشتيم
يک تراش سرخ لاکي داشتيم
کيفمان چفتي به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هايش درد داشت
گرمي دستانمان از آه بود
برگ دفتر هايمان از کاه بود
تا درون نيمکت جا مي شديم
ما پر از تصميم کبري ميشيديم
با وجود سوز وسرماي شديد
ريز علي پيراهنش را ميدريد
کاش ميشد باز کوچک ميشديم


♡یاد باد آن روزگاران یاد باد♡
دیدگاه ها (۴)

بی تو این فاصله ها طاقت من را برده ساعتم زنگ زده عقربه هایش ...

با تو از مرگ ندارم بخدا واهمه ایجانمان پیشکش سیدنا خامنه ای

لازم است گاهی پای گوشی موبایلت نباشی، لاین و وایبر و تانگو...

واسه رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یه نفر داشتن تا روی سیم ...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

در کودکي پاکن هايي ز پاکي داشتيم يک تراش سرخ لاکي داشتيم کيف...

در کودکي پاکن هايي ز پاکي داشتيم يک تراش سرخ لاکي داشتيم کيف...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

در کودکی پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط