پسر,دختر زیبایی را دید,شیفتش شد,چند ساعتی باهم تو خیابون

پسر,دختر زیبایی را دید,شیفتش شد,چند ساعتی باهم تو خیابون قدم میزدن که یهو ی بنز گرون قیمت جلوی پاشون ترمز کرد دختره به پسره گفت:خوش گذشت ولی نمیتونم همیشه پیاده راه بروم,بای..نشست توی ماشین,راننده بهش گفت:خانم ببخشید من راننده این آقا هستم,لطفأ پیاده شید...:-)
دیدگاه ها (۶)

چرا این قدر لایک ها کمه?

این رو خودم درست کردم...فقط ۱ روکش لواشکه توش پر از قره قروت...

ما اینجا امتحان میديم با ۱۳ تا مراقب ...

نخونی ضرر کردی ..حتما بخونیه روز تو پارک نشسته بودم داشتم تو...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۶ویو راوی نورا که ن...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁴اما من هنوز نمی‌فهمیدم دلیل این رفتار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط