پسر,دختر زیبایی را دید,شیفتش شد,چند ساعتی باهم تو خیابون
پسر,دختر زیبایی را دید,شیفتش شد,چند ساعتی باهم تو خیابون قدم میزدن که یهو ی بنز گرون قیمت جلوی پاشون ترمز کرد دختره به پسره گفت:خوش گذشت ولی نمیتونم همیشه پیاده راه بروم,بای..نشست توی ماشین,راننده بهش گفت:خانم ببخشید من راننده این آقا هستم,لطفأ پیاده شید...:-)
- ۲.۹k
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط