تنه دختر داغ بود

تنه دختر داغ بود
درد داشت...اما توی دلش آرامش بود...
آرامش اینه با عشقش خوابیده...:-I
پسرنفس نفس زنان کنار دختره دراز کشیده بود. دختر پیشونیه پسر رو بوسید و دست لرزونشو به میله تخت گرفت و لبه تخت نشست...:-X
دختر درد داشت:-( اما حس خوبی توی دلش بود..♥
:-دردش روی لباش ب لبخند تبدیل میشد..♡♡
دستشو دراز کرد ک از روی زمین لباساشو برداره و بپوشه ک یدفه دست پسر رو روی شونش حس کرد...
دختر فقط ی جمله شنید.کجا لاشی؟لباساتو نپوش!رفیقمم هست......
دیدگاه ها (۷)

پارت چهار

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

سکوت پیست²Part:²شاخه ای از موهاش که جلوی صورتش بودو گرفتمو ک...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_16توی سایت انواع مدل هارو با...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

پارت ۷: آخرین نفسیک شب، تهیونگ از درد تویِ تخت پیچید. سردردش...

still with you

پارت ۴ویو بلااون حرکت چیزی نبود جز اینکه جونگ کوک دستشو برد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط