گاهی اوقات از نردبون بالا می ری تا دستهای خدا رو بگیری غا

گاهی اوقات از نردبون بالا می ری تا دستهای خدا رو بگیری غافل ازین که خدا اون پایین وایساده نردبونو گرفته تا تو نیفتی.
دیدگاه ها (۳)

منو روزگار, هریک, مدادی برداشتیم, من سیاه, روزگار سفید,من رو...

ﺯﻧﺪﮔﻲﻫﻴﭻﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﻦبست نمیرسدکافیست چشم باز کنیم و راههای گشود...

زنده بودن حرکتی است افقیاز گهواره تا گور ......اما زندگی کرد...

همدیگر را دور می زنیم تا زود یه مقصد برسیم...غافل از این که ...

می‌گفت:گاهی خدا پنجره‌ها رو می‌بنده و درارو قفل می‌کنه؛اما م...

خیلی وقت‌ها چیزی که جلوی رشد ما رو می‌گیره، سختیِ مسیر نیست؛...

گاهی هم لازمه که از همه‌چی فاصله بگیری ...🌿میان سکوت طبیعت ...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

اعتیاد من بهت.

امروز یکی از بچه ها که یکی از اقوامش تجربه مرگ رو داشته و بر...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

خوبی از حد بگذرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط