دریاچه قو

دریاچه قو
پارت۳۹

یه فسقلیی اینجا مارو دید میزنه!(خنده عصبی)
-(خنده)باشه ولی من چندان تند نیستما.
قراره من کولت کنم نگران نباش.
-ولی خسته میشی!(ناراحت)
نمیشم.(لبخند)
-قبلش باید کمکم کنی موهامو باز کنم.اون ارایشگره یجوری گیره مو ها رو فرو کرده تو مغزم که دارم از دردش روانی میشم.(خنده)
پشت به من بشین تا درشون بیارم.
مشغول در اوردن گیره ها شد و منم موهامو میگرفتم که کشیده نشن.
بعد از دراوردن گیره ها،خواستم موهامو ببافم،بخاطر اینکه شونه نزده بودم جدا کردنشون سخت شده بود.پیشنهاد داد که شونه هم بکشم.تا وقتی که شونه کنم روبروم نشست و بهم خیره شد.
-چیشده؟انقد بهم زل نزن،معذب میشم!
چرامعذب بشی؟اصلا دلم میخواد نگات کنم!(لجباز)
-پسره ی تخس لجباز!(خنده)
دوباره اروم خندیدیم.بعد ازینکه موهام صاف شد میخواست ببافمشون ولی نذاشت:باز باشن بهتره.
بلند شد و روبرو ایستاد.دستمو گرفت و بلندم کرد.یه شنل دراورد که شبیه مال خودش بود.بهم نزدیک شد و دستاشو برد پشت سرم و بعد اومد عقب.شنلو رو شونم حس کردم.دکمش رو جلوی گردنم بست:اینم برای اینکه سرما نخوری.(لبخند)
دوباره نزدیک شد و کلاه شنلو رو سرم کشید:عه!؟چه بهت میاد!اینم هدیه ی من به تو.(لبخند)
_یعنی واقعا مال منه؟!داری راست میگی؟!(ذوق)
لبه های شنلو گرفتم و بیشتر به خودم چسبوندمش:ممنووون!خیلی دوسش دارم!قول میدم خوب ازش مراقبت کنم!(لبخند ذوق زده)
+اگه خراب یا پاره هم شد اشکالی نداره،بازم شنل دارم که بهت بدم.(لبخند)
_ولی من بازم مراقبشم حتی اگه صدتای دیگه هم ازش داشته باشی!(ذوق)
+چرا؟اون فقط یه شنله!(خنده)
_چون تو بهم دادیش و چون قبلا هم خودت ازش استفاده کردی بوی تورو میده!(لبخند)
صورتش قرمز شد.فکر کنم برا بار اول تو عمرش خجالت کشید.
سنجاب از بالای کمد داشت نگاهشون میکرد و تو دلش میگفت:خیلی نازن خیلییییییییی کیوووتااااااااااا!عررررررر نازن ناز نازن نازززنننن!(گریه)
دیدگاه ها (۰)

دریاچه قو پارت۴۰جیمین پشت به ات خم شد:حالا بیا پشتم که بریم....

دریاچه قوپارت۴۱-جیمین-بردمش یجای نزدیک دریاچه،یه طرف که کمتر...

دریاچه قوپارت۳۸بعد از نیم ساعت برگشت پیشم.قشنگ داشت جلوم بال...

دریاچه قو پارت۳۷-ات-رفتیم تا ادامه مراسم رو داخل قصر از سر ب...

سناریو

پارت ۱۴۳ بلیا : آی! * در حالی که داشتن موهامو شونه میکردم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط