اما

اما

نمی دانی

چه شب هایی سحر کردم

بی آنکه یک دم

مهربان باشند با هم

پلک های من

در خلوت خواب گوارایی...
دیدگاه ها (۱)

‌تصمیم گرفتمهر روز کمی از تو رافراموش کنم، اشتباهم این بودکه...

کاش می شد مُردمثل راه رفتنخوابیدنخرید کردنکاش میشد خواست و م...

از چشمانت می بینم زمستان دوست نداشتنت را لطفا دیگر به زبانش ...

کجا بمیرم...؟که با بوسه های توچشم باز کنم...

🌱 شعری از #اخوان_ثالث متخلص به م. امید با صدای آقا‌نمی‌دانی ...

گوناگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط