ویوی ا.ت
ویوی ا.ت
با درد شدیدی بیدار شدم
پادشاه جین که احتمالا بابام بود و ملکه جیسو که احتمالا مامانم بود بالا سرم بودم
مامانم تا دیدی من بیدار شدم گفت سرم رو بوسید
میخواستم از جام بلند شم که بابا جلومو گرفت
خیلی غیر ارادی گفتم:درد...دارم
وقتی همه با تعجب برگشتن سمتم تازه فهمیدم چیکار کردم
یعنی اون لالی همونجوری با همون سرعتی که اون هم بود رفت؟
کمی اون ور تر پسری رو در لباس فرمانده ای دیدم که روی لباسش نوشته بود کیم تهیونگ
پس اون پسری که قلب من رو به لرزه درآورد کیم تهیونگ بود
با درد شدیدی بیدار شدم
پادشاه جین که احتمالا بابام بود و ملکه جیسو که احتمالا مامانم بود بالا سرم بودم
مامانم تا دیدی من بیدار شدم گفت سرم رو بوسید
میخواستم از جام بلند شم که بابا جلومو گرفت
خیلی غیر ارادی گفتم:درد...دارم
وقتی همه با تعجب برگشتن سمتم تازه فهمیدم چیکار کردم
یعنی اون لالی همونجوری با همون سرعتی که اون هم بود رفت؟
کمی اون ور تر پسری رو در لباس فرمانده ای دیدم که روی لباسش نوشته بود کیم تهیونگ
پس اون پسری که قلب من رو به لرزه درآورد کیم تهیونگ بود
- ۲۳۴
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط