ویوی ا.ت

ویوی ا.ت
با درد شدیدی بیدار شدم
پادشاه جین که احتمالا بابام بود و ملکه جیسو که احتمالا مامانم بود بالا سرم بودم
مامانم تا دیدی من بیدار شدم گفت سرم رو بوسید
میخواستم از جام بلند شم که بابا جلومو گرفت
خیلی غیر ارادی گفتم:درد...دارم
وقتی همه با تعجب برگشتن سمتم تازه فهمیدم چیکار کردم
یعنی اون لالی همونجوری با همون سرعتی که اون هم بود رفت؟
کمی اون ور تر پسری رو در لباس فرمانده ای دیدم که روی لباسش نوشته بود کیم تهیونگ
پس اون پسری که قلب من رو به لرزه درآورد کیم تهیونگ بود
دیدگاه ها (۲)

.....//برده ی زیبا//......

اورلورا

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁵ویو: اتصبح با دل‌درد شدیدی از خو...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)دستام رو گذاشتم رو میز و...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

سناری:مرگ پنهان/پارت¹⁰**ایزوکو**آروم چشمامو باز کردم. سرم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط