کنارم بنشین... تا برایت بگویم این دلتنگی های گاه و بی گاه

کنارم بنشین... تا برایت بگویم این دلتنگی های گاه و بی گاه و مورد و بی موردی که قلبم را تنگ می فشارد.
این هجومِ نامهربانی هایت که سراغی از من نمیگیرد.
همه ی وقفه و بی وقفه هایی که گلویَم را در تنهایی سخت می فشارند و ترسِ ریختنشان
جان را به لب میرسانند...
همه و همه اش از این است که هیچ جوری و به هیچ طریقی دلت با من راه نمی اید...
انگار فقط به دنیا آمده ای که با من ناسازگار باشی.
من فقط برایت یک رفیقِ امن و مهربان هستم.
کسی که میدانی اگر دنیا را هم زیر و رو کنی میتوانی رویِ رفاقتم حسابی گزاف باز کنی.
و من دلم هزاران بار میگیرد که نمیتوانم تنها بازمانده از آن لشگری باشم که تو تا ابد به او ایمان خواهی داشت.
و دلم به درد می آید که این رفاقت با تو سالیانِ سال طول میکشد و من عاشق شدن و دل سپردنت را به دیگری میبینم
دستهایت را کنار دستهایش.
دلدادگی ات را هم
من حتی میبینم یک روز نمیتوانی بی او بمانی....
و من همچنان همان دوست خوب و رفیق امن تو باقی مانده ام. و کاری از دستهای بسته ام برنمی آید...
دیدگاه ها (۱)

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

امروز فقط یک روز معمولی از سال نیست؛ امروز روز تولد کسی است ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط