مینویسم
مینویسم
به محض اولین خنده از ته دلم مینویسم
با اولین خودکاری که به دستم اومد مینویسم هر وقت که یادم رفت تورو مینویسم . برات تعریف میکنم عسل کجا رفت عسل چند تا غصه خورد چند بار به اجبار(..) برات تعریف میکنم چیشد، جامعه شناسیمو ریدم ، میگم مامان بهم شک کرده بود ، برات تعریف میکنم از بارون از فرزانه از ریمل های رضایی ، دریا غم داره ، دریا خیلی دوره، تو هم دوری. نکنه تو دریایی؟ از دریا متنفرم اب دریا تدریجی جزر و مد میکنه تو ذره ذره رفتی ذره ذره همین که طور مامان گولم میزنه رفتی ذره ذره ولم کردی. تدریج وحشتناکه.
به محض اولین خنده از ته دلم مینویسم
با اولین خودکاری که به دستم اومد مینویسم هر وقت که یادم رفت تورو مینویسم . برات تعریف میکنم عسل کجا رفت عسل چند تا غصه خورد چند بار به اجبار(..) برات تعریف میکنم چیشد، جامعه شناسیمو ریدم ، میگم مامان بهم شک کرده بود ، برات تعریف میکنم از بارون از فرزانه از ریمل های رضایی ، دریا غم داره ، دریا خیلی دوره، تو هم دوری. نکنه تو دریایی؟ از دریا متنفرم اب دریا تدریجی جزر و مد میکنه تو ذره ذره رفتی ذره ذره همین که طور مامان گولم میزنه رفتی ذره ذره ولم کردی. تدریج وحشتناکه.
- ۴۹
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط