کوتاه

کوتاه
زن


خدا گفت: زمین سرد است

چه کسی میتواند زمین را گرم کند؟

زن گفت: من میتوانم، خدا شعله به او داد

زن شعله را در قلبش گذاشت، قلبش آتش گرفت

خداوند لبخند زد،

زن پر از نور شد،

زن زیبا شد

خدا گفت: زن شعله را خرج کن

زن عاشق شد،

زن مادر شد،

زن مهر شد،

زن ماه شد....

در تمام این سالها خدا سوختن زن را تماشا کرد

خدا گفت: اگر زن نبود زمین من همیشه سرد بود...
دیدگاه ها (۳)

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری که مرا یاد کند دیده ا...

خدایا میشه سرمو بذارم رو پاهات,چشمامو ببندم,تو دستتو بکشی رو...

❤️زندگی زیباست❤️دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش!!!سرگرم خود...

مرد متأهلی در مجلسی گفت: زن مانند کفش میماند کهنه ک...

رمان انفجار و امید

🌙✨﷽✨🌙☀️ خورشید جایش را به ماه می‌دهد...🌙 روز به شب، آفتاب به...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

فیک جدید از جین

فصل دومپارت یازدهم | اعترافی زیر نور ماهصدای موسیقی سالن کم‌...

بهار بدون تو

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۸

#SLAVES. PART 1بار تاریک بود. بوی مشروب و عط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط