کاش می شد دیده ی دل وا کنم

کاش می شد دیده ی دل وا کنم

با گلم با رهبرم نجوا کنم

لحظه دیدار با سید علی

هردودستم را به او اهدا کنم

حضرت سید علی، پیر خمین

مانده بر سربند هامان، یا حسین

ای امام پاسداران وبسیج

ای همیشه یاد یاران بسیج

گر تو فرمانم دهی جان می دهم

سخت جانم، لیک آسان می دهم

جان چه باشد در رهت آقای من

با تو هستم تا بود جان در بدن

ما بسیجی ها به تو دل بسته ایم

لشکر نیرنگ را بشکسته ایم

ای بسیجی ما بسیجی مانده ایم

با تو ما انا فتحنا خوانده ایم

لبيك يا خامنه اي
دیدگاه ها (۱)

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

عاشقانه های شبنم

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

بین الحرمیناینجا، میان دو آسمان ایستاده‌ا‌م؛ میان دو خورشید....

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم!؟ ماه بیجا بکند مثل تو زیبا...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

اللهمَّ اجْعَل قائدنا و سَیِّدنا السَیّد مجتبی الخامنه ای فی...

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط