می دانی

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است!
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی:
بگذار منتـظـر بمانند !
دیدگاه ها (۶)

وضو که می گیری با لب خندان سر جانماز بنشین!اگر اخم ها را در ...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت ۵۱ آریانا هنوز گوشی را در دستش گرفته بود.جونگ‌کوک با نگ...

سناریو قهوه با بوی شکلات

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت ششم: شکستگی در سکو...

**#disguise** **#دیسگایز** **#Part_26** **#Jeon_Jackson**...

۸۰ لایک و ۳۰ نشر و ۱۰۰ کام و ۶ فالوpart : 47chapter : 2پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط