.

.
.
.
این پائیز
فقط من و ترا کم داشت.
زیر یک باران
که من، ترا نفس بکشم
و تو مرا در جیب هایت پنهان کنی.

قبل از آغوش اتفاقی تو
قبل از بوسه بی قرار من
تمام قرارها اتفاقی بود
و حالا
تک تک برگ های زرد
پاییز را ورق می زنند
تا شاید آن لحظهء بی هوا
دوباره به یاد پائیز بیاورد
که چقدر
من و ترا کم داشت.
.
.
.




نیلوفرلاری پور
دیدگاه ها (۴)

🎨🍂منتظرم تا پاییز از راه برسد و برگ‌های بیشتری زمین را رنگ ک...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

You are paying back karma پارت¹⁶⁰⁹:⁰⁸ بامداد، سئول گانگنام. ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

نمیبخشمت p.23

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط