#خاطراتت را به کنجِ کافه ای بیرونِ شهر

#خاطراتت را به کنجِ کافه ای بیرونِ شهر
#جمعه ها همراهِ قهوه بی‌شِکر سر می کِشم...!
.
.
اینجا نفَسِ من به نفَسهای تو بند است
لبخندِ تو از آن طرفِ پنجره چند است؟!

با این همه تَرفَند هنوز اولِ راهم
از بس که دلِ فتنه گَرَت دیر پسَند است...!

#مراد_قلی_پور
دیدگاه ها (۱)

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

فیک

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۵

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط