پیرمردهروزباصدای خش دارفریادمیزد:نون خشکیه...

پیرمردهروزباصدای خش دارفریادمیزد:نون خشکیه...
کی ازصداش فهمیدپسرش مریضه و توخونه افتاده؟
روزاکه می گذشت صداش آروموآرومترمی شد!
کی ازصداش فهمیدکه پسرش از درد "مرد"؟
بازم روزاگذشت...
دیگه صدای پیرمردنیومد!"کسی متوجه نبودشم نشد"
قصه مردم ماست...
Niloo,sh
دیدگاه ها (۱۸)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

رمان تهکوک

Part2: جیمین دوست نداشت برای صبحونه اینهمه خوراکی روی میز چی...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

ابلیس

FORCED LOVEPart:18───صبح بعد از اون شب.نورِ خورشید از پنجره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط