به کجا باید رفت؟!

به کجا باید رفت؟!

تا در آنجا همه ی خاطره ها گم گردد

ولی سوخته در آتش ِ درد

کوله بار همه آن خاطره را

ز دلِ ملتهبِ خویش گُذارد به زمین؟!!

از فراوانی ِ درد!!

در کجا می شود از عشق رَهید؟!

تا دگر باره بیاد تو و عشق

سینه در حسرت و سوز

همره ناله ها و آه

باز دل تنگی را

بی تو در سینه پذیرا نشود!

در شب تنهائی!

در کجا می شود آرام گرفت؟!

تا دلی با همه سوزانی ِ اشک

قصه ی عشق تُرا

به شب و در همه شب

با دریغی جانکاه

نکند باز مرور؟!

درکجا می شود از عشق گریخت؟!

تا دلم بیش نسوزد به فراغ

از غم ِ هجرانی

که دلِ خسته در آن

سخت شکست!

در هراس تلخ ِ ...

باز بی تو ماندن!!!

هم چو یک زندانی

هم چنان عاشق تو

هم چنان عاشق تو!
دیدگاه ها (۹)

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

جاده بی راهه

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

رها💔 سخت ترین درد این است که کسی را از ته دل دوست داشته باشی...

فراتر از خویش

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

تجرید عشق

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط