از دبیرستان پسرم زنگ زدن گفتن انضباتش 15 رفتم مدرسه واومد

از دبیرستان پسرم زنگ زدن گفتن انضباتش 15 رفتم مدرسه واومدم .

ناظم: پسرتون نظم مدرسه رو بهم ریخته من : چرا چیکارکرده ؟
ناظم: بچه ها رو جمع کرده ..کولراتاق چاپخونه رو دراوردن گذاشتن تو کلاس خودشون ...به بهانه گرمی هوا ..

اهوازی ها میدونن کلاس 40 نفره تو این فصل گرمه ..درسته به پسرم چشم غره رفتم ولی

ته دلم خوشم اومد ازش ..هههه
دیدگاه ها (۱۹)

پدر خوانده فصل دو

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

لوید :انیا انیا :بله لوید:بودو کیفت رو بردار برو انیا:باش من...

دوستم به خاطر چی باهام قطع رابطه کزد؟چون باعث شدم که از یه گ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁵رفتم پایین که دیدم یونگی با ماد...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

جدایی

وقتی فهمیدی خواهر ناتنیشی (When you found out her step siste...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط