من جایی در بیراه ی زندگی جا مانده ام

من جایی در بیراه ی زندگی جا مانده ام
معلق
گیج
خسته
ناامید
اما همچنان منتظرم...
منتظرِ آنکه نمی آید
اما عطرش
وجودش
خودش
جایی میانِ "من "جا مانده ست...
من جایی میانِ دوستت دارم های مانده در گلو جا مانده ام...
پر از ترس
پر از تردید
پر از حسرت
اما مانده ام...
مانده تا بیایی و بگویی دوستت دارم
از زبانِ "تو "شنیدن به یک عمر انتظار می ارزد!
من جایی میانِ "تو "جا مانده ام...
میانِ هر آنچه که مارا بهم وصل میکند
میانِ
کلمات
کلمات
کلمات
لعنت به کلمات آنها فقط جدایمان کردند...
من اما جایی میانِ نبودنت
همچنان
منتظرم
منتظر...
دیدگاه ها (۱)

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

نمیبخشمت p.23

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

من جایی در بیراه ی زندگی جا مانده اممعلقگیجخستهناامیداما همچ...

به‌ندی علی شاعر سلیمانیه‌ای

پارت دوم ( اخر ) آوین رفت. بی‌هیاهو. بی‌اشک. بدون خداحافظی.س...

پارت دوازدهم رمان برادر های ناتنی من: هوسوک، که همیشه پرانرژ...

#اَبَد_و‌_یک‌روز...به خیال خام خود ماندگار بودیم تا ابد ویک ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁶ ፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨ 𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2 لوسیا با شنیدن جمله‌ی جونگکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط