بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت نود نه🍷🗡


+آخرین بار باشه اینجا لباس عوض کردی

برو بابایی گفتم
_میتونی چشماتو درویش کنی

اخمی کرد
قدمی جلو گذاشت و غرید
+چشم همه روته.

شونه ای بالا انداختم
فکر میکرد من مقابلش کم میارم؟

بره بمیره با این فکراش
لب زدم
_به من چه؟ اصلا به تو چه ربطی داره چشم کسی رو من باشه یا نه

با اخم نگام کرد
+تو مال منی! من صاحبتم.

دندونام و رو هم فشار دادم
غریدم
_تو هیچی من نیستی هیچی...

پوفی کشید
+اون از دیشب نصفه شب که یهو از خواب پریدی و بیخوابم کردی اینم از امشب

تای ابروم بالا رفت
_دیشب؟

اونم متعجب گفت
+نگو چیزی یادت نمیاد

واقعا چیزی یادم نمی اومد
اخم کردم

_چی گفتم دیشب؟
دیدگاه ها (۲)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد🍷🗡خندید حرصی شدم از خنده هایش با مشت آرو...

بازی درخون 🍷🗡پارت صدیک🍷🗡به دور و برم نگاه کردم همشون برج ها ...

بازی درخون 🍷🗡پارت نود هشت🍷🗡دستمو از دستش کشیدم بیرون عصبی بو...

بازی درخون 🍷🗡پارت نود هفت🍷🗡گردنم خشک شده بودانگار که دیشب از...

ₘᵧ ₗᵢₜₜₗₑ ᵦₐₗₗₑᵣᵢₙₐ | ₚₐᵣₜ ₇پلک های سنگینش رو باز کرد و با ی...

#چندپارتی#لینو#استری_کیدز {My enemy}part¹⁵.....ویو ا.ت سریع ...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_354اون قشنگ اخر جملش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط