با توام ای شعر ...

با توام ای شعر ...
و زمـیـنـی کـه قـسـم خـورد شـکـسـتـم بـدهـد..
و زمـــان چنبـــره زد کـار بـه دسـتـم بـدهـد..
مـن تـورا دیـدم و آرام بـه خـاک افـتـادم..
و از آن روز کـــه در بـنـد تـــوام آزادم...
دیدگاه ها (۱)

من از آن روز که در بند تو ام آزادمپادشاهم که به دیت تو اسیر ...

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

گاهی #خوشبختیهمین چیزهای ساده‌ای‌ستکه هر روز از کنارشان می‌گ...

پارت ۱۷از آن روز، آموزش دیدن شروع کردم.جونگکوک به من یاد داد...

السلام علی المهدی عج

نوشته بود:⁨⁨⁨⁨دومین تاثیرپذیری من از شعر فارسی احتمالا یک عص...

رمان تاجی از سوءتفاهم

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۳ | «یک تصمیم بزرگ......

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌ششم: هالووی---صبح.آماده شدیم. آرام. س...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط