می نویسم امشب ...!

می نویسم امشب ...!

تمام تورا....

واژه ها همدیگر را ....

در آغوش کشیدند از بی تابی من ...!

ستاره ها می رقصند ....

آسمان جشن گرفته ....

مرا آرام نمی کند این بزم ....

همه ی کهکشان فهمید ....

چقدر آغوشت را کم دارم ...؟

تو هم امشب مرا ....

در خوابت تعبیر کن ....

شاید آرام بگیرم ....!!!
دیدگاه ها (۱)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

فصل دومپارت پانزدم | قولی برای دو سالروز رفتن نزدیک شده بود....

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

اینجا یه زره داستان بد میشه چیزی نی کوک فردا یادش میره

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط