شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهاد
شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهاد
ای کوهکنم ! نقش مرا برده ای از یاد ؟
هر بار که با شوق سرودم غزلی ناب
افسوس نبودی و غزل از دهن افتاد !
تا جامه ای از شعر کشیدم به بر تو
ابیات همه بوی تن فاصله می داد
من ساخته ام از تو زبان دگری را
هر واژه تَرَک خورده و هر قافیه ناشاد
آن باد که از دست تو انداخت زمینم
ای کاش شبی یاد مرا دست تو می داد !
ای کوهکنم ! نقش مرا برده ای از یاد ؟
هر بار که با شوق سرودم غزلی ناب
افسوس نبودی و غزل از دهن افتاد !
تا جامه ای از شعر کشیدم به بر تو
ابیات همه بوی تن فاصله می داد
من ساخته ام از تو زبان دگری را
هر واژه تَرَک خورده و هر قافیه ناشاد
آن باد که از دست تو انداخت زمینم
ای کاش شبی یاد مرا دست تو می داد !
- ۱.۸k
- ۱۴ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط