و راز می‌شوم

و راز می‌شوم
و به انگشت تو می‌پیچم،
وقتی اشاره به ویرانی دارد
انگشت تو که با نگاه تو برمی‌خیزد
و در صدای خزنده صورت من را می‌پیچانَد.‌
#یدالله_رویایی
دیدگاه ها (۱)

پرستویی که در سرْپناهِ ما آشیان کرده استبا آمدشدنی شتابناکخا...

یک مویزِ زُلفِ کافرِ توغارتگرِ صدهزار دین‌دار… #عطار

مندر تو نگاه می کنمدر تو نفس می کشمو زندگی مرا تکرار می کند....

ما مرگ را زیسته ایمبا آوازی ؛« غمناک»« غمناک»... #احمد_شاملو

هرچه بیش تر می گریزم،به تو نزدیک تر می شومهر چه رو برمی گردا...

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط