من عاشق شدم

من عاشق شدم
پارت(28)
☆☆☆☆☆☆☆
ته ها:هی تو کی هستی دستت رو از جلو صورتت بردار
ته ها بزور دست هه سو رو از جلو صورتش بر میداره
هه سو:آخ_
ته ها:ها....هه...سو...تویی...
(ته ها و هه سو همینجوری به هم خیره میمونن)
ته ها:هه سو تو برا چی اینجایی؟؟
هه سو:خب...اومدم پارتی مگه تو فقط حق داری بیای پارتی
ته ها:نه ولی تو اهل پارتی نیستی من میشناسمت
هه سو:حالا که میبینی هستم
ته ها هه سو رو از پشت بغل میکنی و در گوشش میگه:دروغ نگو
هه سو:بسههه
اصلا این عکسارو دیدی ازت پخش شده
ته ها:کدوم عکسا؟؟
هه سو:توهم که اصلا نمیدونی ایناها ببین
ته ها:چی... این عکسا چیه دیگه
هه سو:من باید ازت بپرسم نه تو
(یه آقایی میاد سمت هه سو و ته ها)
آقا:شما دوتا یا بیاین تو مهمونی یا برین تو اتاقتون اونجا واینستین ممنوعه
هه سو و ته ها:چشم الان میریم
ته ها:بیا بریم اتاق
ته ها دست هه سو رو میگیره و به اتاق  میبرتش
هه سو:هی ولم کن
من میخوام برم خونه
ته ها:بیا بشین رو تخت
(ته ها تلفنش رو از تو جیبش در میاره و زنگ میزنه به یکی از دوستاش)
ته ها:الو
مین جونگ:بله رئیس
ته ها:عکسای منو دیدی پخش شده
مین جونگ:نه رئیس یه لحظه وایسا الان میبینم
آهاننن دیدممم واقعا خودتونیددد
ته ها:احمق معلومه که نه
اونا رو خودشون درست کردن
مین جونگ:خب الان چیکار کنم من رئیس؟
ته ها:برو دسترسی پیدا کن به اون سایت بعد پاکشون کن تو که بلدی
مین جونگ بله رئیس بلدم همین امشب پاکشون میکنم
ته ها:باشه
........
مایل به پارت بعدی!؟
دیدگاه ها (۳۰)

پارت ۲۶ 🖤چراغ‌ها خاموش بود و فقط نور گوشی‌ها راهرو رو روشن م...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

چند پارتی درخواستی

رئیس دوست داشتنی من پارت سیزدهم 🩷صبح بود من در سرکار بودم وم...

{خوانواده بی ارامش }

پارت ۱۹۸

پارت ۲۱

رمان انتقام ازدواج کامل

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط