در برکۀ من هیچ شبی ماه نبود

در برکۀ من هیچ شبی ماه نبود
از بخت بدم هیچکس آگاه نبود

حالا شده ام کافر و بی دین اما
این دل بخدا قبلِ تو گمراه نبود

گفتی بروم آه که شرمنده شدم
من خواستم اما بخدا راه نبود!

من باخته بودم به "اگر"ها نه به تو
می بُردم "اگر" رابطه کوتاه نبود

هرگز نکنم شکوه ولی آه خدا
این زندگی آن عالم دلخواه نبود!
دیدگاه ها (۳)

آخرین دعا 16

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁵ویو میکا_____جیمین دست...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

سناریو بلولاک/قفل آبی

professor Riddle,p47

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط