#دلنوشته_ #یهویی.

#دلنوشته_ #یهویی.
یکی بود یکی نبود یه ماه تنها توی یه آسمون پر ستاره بود،یه شب رویایی یه پری اومد زد رو شونه ی ماه گفت من میشم همدم تنهاییات بگو راز دلت رو با من،روز ها و روزها سپری شدن و ستاره ها دور ماهپری جمع میشدن و قصه ی شاد میشنیدن و خوش بودن،یه روز نحس پری قصد سفر کرد ماه دلش گرفت اونم گفت میرم پشت ابرها حالا آسمون موند و ستاره هایی ک دلشون ب ماه پری خوش بود اونا هم یکی یکی از آسمون افتادند آسمون خالی خالی شد دل پری ب حال هیشکی نسوخت،به یاد آبجی پری
@Pariiiii70
دیدگاه ها (۱)

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

میدونم دیره برای گفتن اینکه:تولدت مبارک، جیمینِ قشنگم؛ موچیِ...

My lovely neighbor part : 58

نماینده ها مجلس شما ها دارید چیکار میکنید؟پول مفت میگیرید خو...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

ادیت از هیونگ لاین💕🎀🥟:می‌تونیم روی صورت همدیگه نقاشی بکشیم و...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

یاندره درخواستی از باجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط