پارت هشتم

پارت هشتم
عشق بد ♀️⛓️
اگه شوگا رو هم اذیت کنه چی.....🙄 😢
گرمی داغون بود جیهوپ غمگین بود
جیمین زیر خاک بود همه چی داشت به بدترین شکلش جلو می‌رفت اما یه دفعه نور امید از طرف جیهوپ بلند میشه
بدون هیچ مکثی پیش گرمی می‌ره و ازش خواستگاری می‌کنه
مکالمه«
جیهوپ:گرمی...! من ازدواج می‌کنی ؟
گرمی :چی.. چی ..چی؟ ازدواج
و بعد گرمی پرید تو بغل جیهوپ و میگه آره
جیهوپ هم اون رو محکم بغل می‌کنه
این طرف میره داشت شوگا رو تحریک میکرد تا باهم یه شب رو بگذرونن ...🙁ولی یونگی خیلی ریلکس یه داد زد، میره خفه شد 🤐
شوگا:خفه شو دیگه من اهل این کار ها نیستم 😬
میره: اهوممم..😣
اما حالا بیایم از آقای کیم بگیم که با مری «خواهر گرمی»...
......
پارت بعد در قسمت بعد منتظر باشید
♀️⛓️
دیدگاه ها (۰)

پارت نهم عشق بد ♀️⛓️ آقای کیم خیلی بد بود کار هایی با مری کر...

جیسو در پاریس گل هام من سرم شلوغه شاید بعداً ادامه رمان رو ب...

ممنون کیوت❤️❤️❤️☄️🖤

پارت هفتم عشق بد ♀️⛓️ حالا یه سوال چرا ؟گرمی به خواهرش زنگ ن...

بعد از اون، خونه دیگه شبیه قبل نبود.نه صدای خنده‌ای، نه شوخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط