‎از دست فراقت اگرم دست نگیری

‎از دست فراقت اگرم دست نگیری
‎زودا که فراق تو برد دست به جانم

‎ انوری
دیدگاه ها (۱)

‎گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم‎چه بگویم که غم از دل ب...

‎با هر تقویمی میسنجم ‎زمان آمدن توست ‎زمان کم آوردن من‎به وق...

‎بلاخره یک روز دستت را میگیرم‎و جلوی نگاه های وقیحانه ی این ...

ﻗﺼﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩﺍﻣﺎ ﮐﻨﺎﺭﺕﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺕﻗﺼﺪﻡ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺑﻮﺩﺍﻣﺎ...

ما به خاطر سیاست تو زندگی مون خیلی چیزا رو از دست دادیم آره ...

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشستتا ندانم که چه شداین دلِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط