ماه رخت چو دیدم ، دیوانه ی تو گشتم

ماه رخت چو دیدم ، دیوانه ی تو گشتم
بر شمع گرم عشقت ، پروانه ی تو گشتم

ای قاصد بهاری! رو نزد آن نگارین
با او بگو که من هم ، دیوانه ی تو گشتم

یکبار چون چشیدم ، از باده ی نگاهت
گوشه نشین و مست میخانه ی تو گشتم

تیری زدی به قلبم ، از نرگس کمانت
دلداده ی نگاه رندانه ی تو گشتم

من که به جز تو یارا ، یاری دگر ندارم
بامن بگو چرا من ، بیگانه ی تو گشتم؟

افسانه ی نگاهت ، صد کشته دارد ای دوست
من نیز ، کشته ی آن افسانه ی تو گشتم

چون شمع می بسوزی ، پروانگان خود را
سوزان مرا که من هم ، پروانه ی تو گشتم

(butterfly)
دیدگاه ها (۱)

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

دیوانه ی  محبت  جانانه ام  هـنوزدست  از دلم  بدار که دیوانه ...

عاشقانه های شبنم

شبی با خیال تو دیوانه گشتمتو را خواب دیدم که بیگانه گشتمشراب...

#کجا_میرویشبی با خیال تو دیوانه گشتمتو را خواب دیدم که بیگان...

کجا میرویشبی با خیال تو دیوانه گشتمتو را خواب دیدم که بیگانه...

گرشوم دیوانه‌ات دیوانه من میشوی؟جان فدایت میکنم جانانه ی من ...

گرشوم دیوانه‌ات دیوانه من میشوی؟جان فدایت میکنم جانانه ی من ...

میزنم دل را به دریا مثل این دیوانه هاغرق گیسوی تو هستم دختر ...

گر شوم دیوانه ات دیوانه ی من میشوی؟جان فدایت میکنم جانانه ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط