دوقدم مانده به خندیدن برگ

دوقدم مانده به خندیدن برگ

یک نفس مانده به ذوق گل سرخ

چشم درچشم بهاری دیگرتحفه ای یافت نکردم

که کنم هدیه تان یک سبدعاطفه دارم

همه ارزانیتان
دیدگاه ها (۱)

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط