قطره قطره شانه ام را خیس دریا کرد و رفت

قطره قطره شانه ام را خیس دریا کرد و رفت
گفت باید رفت، گفت و فتنه بر پا کرد و رفت

بازوانم را فشرد و انحصارم را شکست
یک بغل خود را در این اندوه زیبا کرد و رفت

گونه هایم را به انگشت اشاره ناز کرد
عشوه هایش را فرو خورد و تماشا کرد و رفت

بار سنگین نگاهش را به روی دوش من
گستراند و قامتم را از کمر تا کرد و رفت

استخوان هایم قدم هایش، یکایک می شکست
رفتنش تنها مرا در یادها جا کرد و رفت

وقت رفتن گفت شاید پیش تو باز آمدم
با همین ترفند من را از سرش وا کرد و رفت
دیدگاه ها (۱)

شهنوازی کن نگارا، ساز میخواهم چکار؟من که ایمان داشتم اعجاز م...

خاطره هامون...مث اشک تو چشامونمیریزه توی خیابون...همه ی خاطر...

عشق رابیمعرفت ' معنا مکن زر نداری ' مشت خودرا وا مکنگر نداری...

هیچکس.....حتی توووووو

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 135✦...................

dark life = 21

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

《검은 마음》پارت چهارم آغاز گذشتهسکوت...همه‌چیز در سکوت فرو رفته ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

p33

𓆩𐙚.. (the end ) چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

فیک تهکوک وارث زار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط