کبوترتاری که دیروز زم گردی بهم ادی یابه ناموسم باچاقو آشب

کبوترتاری که دیروز زم گردی بهم ادی یابه ناموسم باچاقو آشبالت اکنم(دکتر شریعتی پس از 3 روز زندگی در مسجدسلیمان)
دیدگاه ها (۱)

....

راست میگه موافقی بزن لایکو

****

رشتیه میره دستشویی زلزله میادهمون جا میمیره.موقع تشییع جنازه...

یه دختره نوشته:ايشون يه آقای دكتر ٤٦ ساله بودن كه جهت اشنايی...

سلااام

گل خونی پارت 42تهیونگ از دست جونگکوک عصبی شد و بلند شد رفت ا...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

فصل دومپارت نوزدهم | آخرین روزهای انتظارسه هفته مانده بود......

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔شب شده بودبارون آرومی می‌بارید و صدای قط...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

آخرین دعا 8

وقتی سرطان داشتی اما...دوتا برگه توی دستای لرزون بود..برگه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط