زندگی شاید آن‌روزی است که بچه‌ها‌یمان هر کدامشان به سرو س

زندگی شاید آن‌روزی است که بچه‌ها‌یمان هر کدامشان به سرو سامان رسیده‌اند و

افتخار می‌کنیم که در زندگی چندین و چند ساله‌مان کمک بچه‌هایمان بوده‌ایم نه

بچه‌هایمان کمک ما. و اینک با تنها همدم زندگی‌مان در آینه زندگی مانند سر سفره عقد

فقط یکدیگر را می‌بینیم.

زندگی روزی است که به دنیا می‌آییم، همه شاد هستند و جشن و سرور به پا می‌کنند

و ما گریه می‌کنیم. روزی که می‌خواهیم از دنیا برویم این دفعه ما به آنها می‌خندیم و آنها

گریه می‌کنند.

و آخر اینکه، زندگی کردن شاید در ارتفاع زیستن یا که نه به امید نگاهی زیستن، یا که

نه برای رضای خدا زیستن است. شاید حرف‌هایی است که می‌زنیم ولی به آنها عمل

نمی‌کنیم.



زنده یاد "خسرو شکیبایی "
دیدگاه ها (۱۱)

گاه می رویم تا برسیم.کجایش را نمی ‌دانیم.فقط می‌ رویم تا برس...

قسمتی از کتاب کاش حقیقت داشت__مارک لویتصور کن برنده یک مسابق...

اگر فنجانی کوچک زیر باران نگاه داریدبه اندازه همان فنجان به ...

اگر دروغ رنگ داشتهر روز شایدده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه...

یاد نوشته‌ی طنزی افتادم که می‌گه خونه‌ی پدری هر کاری کردیم گ...

شاید اگر ۱۰۰ سال پیش به مردم می‌گفتیم روزی ماشینی می‌سازیم ک...

🔘 داستان کوتاهبلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود.او همیشه...

سیاسی اجتماعی

هوش مصنوعی فقط یک فناوری برای امروز نیست؛ بخشی از مسیر آینده...

نقدی بر انیمیشن «مینیون‌ها و هیولاها»

قبل از اینکه دیر بشه #زندگی کن#رشد #آگاهی#آگاهی_بخشی#روانکاو...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

عشق الهی

ازدواج_موفق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط