مادرانه ی قدیما:

مادرانه ی قدیما:
گویند مرا چو زاد مادر***
پستان به دهان گرفتن آموخت***
شبها بر گاهواره ی من***
بیدار نشست و خفتن آموخت***
دستم بگرفت و پا به پا برد***
تا شیوه ی راه رفتن آموخت***
یک حرف و دو حرف بر زبانم***
الفاظ نهاد و گفتن اموخت***
لبخند نهاد بر لب من***
بر غنچه ی گل شکفتن آموخت***
پس هستی من ز هستی اوست***
تا هستم و هست دارمش دوست***
دیدگاه ها (۴)

مادرانه ی قدیما: گويند مرا چو زاد مادر*** پستان به دهان گرفت...

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن آموختشب‌ها بر گاهوا...

گویند مرا چو زاد مادرپستان به دهن گرفتن آموختشبها بر گاهواره...

گویند مرا چو زاد مادر<پستان به دهن گرفتن آموختشبها بر گاهوار...

گویند مرا چو زاد مادر - پستان به دهن گرفتن آموخت

گویند مرا چو زاد مادر ، پستان به دهن گرفتن آموختشبها بر گاهو...

مادر...گویند مرا چو زاد مادر...پستان به دهان گرفتن آموخت...ش...

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت شب ها بر ِ گ...

گویند مرا چو زاد #مادرپستان به دهن گرفتن آموختشبها بر #گاهوا...

مادر قدیم :گویند مرا چو زاد مادرپستان به دهان گرفتن آموختشبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط