یادت هست ...

یادت هست ...

می گفتی ...

زمستان که شود ...

میزهای کافه ام را با گل نرگس می آرایم ...

فضای شهر از عطر نرگس آکنده و سرشار است ...

آری تا عطر نرگس هست ...

زنده گی باید کرد ...
دیدگاه ها (۲۰)

تو باشی ...من باشم ...کوهستان نرگسی ...عطر نرگس ...عطر عاشقی...

ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖﻧﺪﺍﺷﺖ. ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺳﯿﺎﻩ ﻭﺳﻔ...

فصل نرگس از راه رسیده است ...زیبا و روح نواز ...عطر نرگس انت...

سرآغاز دوباره ی زندگی من ...صدای خندیدن کسانی ست که دوستشان ...

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

Slave ♡ Season ♡ Part ۱۹۷او در یک چشم به هم زدن، گاردش را با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط