فیک

☆BETWEEN US☆

P♡20

__________

*روز بعد از اعلام نتایج.*

از همون لحظه‌ای که وارد حیاط شدم، یه چیز فرق داشت.

همهمه عادی نبود. گروه‌های کوچیک کنار هم ایستاده بودن و آهسته حرف می‌زدن. هر جا رد می‌شدم، جمله‌ها نصفه می‌موند.

«جدی میگی؟»
«خودش گفته؟»
«پس یعنی… رتبه‌ها عوض میشه؟»

اخم کردم. کیفمو روی شونه‌م جا‌به‌جا کردم و وارد ساختمون شدم. جلو برد اعلانات دوباره شلوغ بود. چند نفر تقریباً چسبیده بودن به کاغذ.

یکی با صدای پایین ولی واضح گفت:
«تهیونگ انصراف داده.»

قلبم یه ضرب نامنظم زد.

«میگن نمی‌خواد بره مرحله بعد.»
«پس الان نفر دوم میشه اول…»
«یعنی همه یه پله میرن بالا؟»

چند نفر با هیجان حدس می‌زدن، یکی می‌گفت هنوز رسمی اعلام نشده، یکی دیگه می‌گفت معاون تأیید کرده.

من چند قدم عقب‌تر ایستاده بودم. اسم‌ها هنوز همون لیست دیروز بود. هیچ تغییری روی کاغذ نبود. فقط شایعه‌ها بین آدم‌ها می‌چرخید.

تهیونگ انصراف داده بود؟

دلیلش چی بود؟
واقعاً نمی‌خواست شرکت کنه، یا مجبور شده بود؟

ذهنم بی‌اختیار حساب کرد. اگر نفر اول کنار می‌رفت… همه رتبه‌ها یه پله بالا می‌اومدن.

یعنی—

فکرمو نیمه‌کاره قطع کردم. نمی‌خواستم امیدوار بشم. دیروز به اندازه کافی سنگین گذشته بود.

یه نفر از کنارم رد شد و گفت:
«اگه این درست باشه، هاری میاد تو لیست قبولی‌ها.»

*اسممو که شنیدم، انگار همه صداها واضح‌تر شد. چند نفر کوتاه نگاهم کردن، بعد دوباره سرشونو به هم نزدیک کردن و آروم حرف زدن.
می‌دونستم باید چه حسی داشته باشم.
خوشحال؟
مردد؟
ناراحت‌تر از قبل؟
اگر رتبه‌ها عوض می‌شد…دستم ناخودآگاه مشت شد. به برد خیره شدم؛ به اسمی که هنوز اونجا نبود.
هنوز هیچ چیز رسمی اعلام نشده بود.
فقط پچ‌پچ بود و حدس و گمان.
و من وسطش ایستاده بودم، با قلبی که نمی‌دونست باید بالا بره یا فرو بریزه...تا این که یکی از معاونین لیست اسامی جدید قبولی هارو اورد و از بین بچه هایی که با دیدنش کنار رفتن اون رو به دیوار چسبوند..*

۱_هوانگ بوم گیو
۲_ایم هانول
۳_گیو گه شیک
۴_کیم بورام
۵_لیم هاری

*شوکه شده بودم...پس..واقعیت داشت؟.تهیونگ انصراف داده بود؟..هیچ دلیلی نداشت که کسی که رتبه اول باشه بعد از اعلام نتایج انصراف بده...پس..پس چرا اصلا شرکت کرده بود؟...*


حمایت کنید پارت های بعد قراره خیلی هیجان انگیز تر باشه(اسپویل=>_رفته؟.../...شاید اون فقط آدم درست..توی زمان اشتباه بود)👀🤡✨️🎁‼️🦋🧸


#جین#نامجون#شوگا_یونگی#مین_یونگی#کیم_تهیونگ#جئون_جانگکوک#بی_ال#فیکشن#مافیا#ازدواج_اجباری#فیک#فیک_بی_تی_اس#جونگوک#هوپی#جیهوپ#فیکشن#اسمات#فیکشن_بیتیاس#فیکشن_بی_تی_اس#فیک#جیمین#جونگکوک#تهیونگ#جین#نامجون#شوگا_یونگی#مین_یونگی#کیم_تهیونگ#جئون_جانگکوک#بی_ال#فیکشن#مافیا#ازدواج_اجباری#فیکشن
دیدگاه ها (۱۹)

P¹⁴ ?سوآه چراغ قوه‌ی گوشی‌اش را روی اطراف چرخاند.سوآه : صدا ...

فاصله یک لبخند تا جنون

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖ویو اِریااِریا در رو باز کرد و هر سه ن...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

چندپارتی تهیونگ

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

🎭 آخرین نقشپارت پنجمروزهای فیلم‌برداری یکی‌یکی می‌گذشتند.لیا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۲ پارتصبح روز بعد، وقت...

پارت نهم: انتخابسکوت اتاق سنگین شده بود.جونگ‌کوک به پیام روی...

پارت ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط