کاش دفترخاطراتم چراغ جادوبود....

کاش دفترخاطراتم چراغ جادوبود....
تاهروقت ارسردلتنگی برویش دست میکشیدم توازدوونش بیرون می آمدی ودمی آرامم میکردی....ولی افسوس...
دیدگاه ها (۲)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

برده عمارت جئون

ادامهامیل ذهن:ای بابا چرا می خواستم با بکی صمیمی تر شم😔بکی ذ...

از دشمنان تا عاشقان

......//برده ی زیبا//......

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.10ا.ت:چی ×نشنیدی مگه کری گفت دوست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط