"خُوشبختی" یعنی : وقتی سرمو میارم بالا که نِگاهِت کنم ببی

"خُوشبختی" یعنی : وقتی سرمو میارم بالا که نِگاهِت کنم ببینم تواَم نگاهت به من بوده . .
"خُوشبختی" یعنی : کوبیدن مُشتایِ ظریفم به سینه یِ مُحکَمِت . .
"خُوشبختی" یعنی : یه شب تا صبح نخوابیدن و نگاه کردن به تو که چه مَردونه خوابی . .
"خُوشبختی" یعنی : بِشگون گرفتن عضله های بازوت . .
"خُوشبختی" یعنی : داشتن تُو . . . . .
"خُوشبختی" یعنی : فقط تُو . . . .
دیدگاه ها (۷)

Porsche

lost leaves/رمان جیمین

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

پروانه جان

پروانه جان

professor Riddle,p47

چند پارتی

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

وقتی مریض بودی ولی …

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط