خسته و دربدر شهر غمم !شبم از هرچی شبه سیاه تره

خسته و دربدر شهر غمم !شبم از هرچی شبه سیاه تره
زندگی زندون تلخ کینه هاست ! تو دلم زخم هزارتا خنجره
دیدگاه ها (۳)

مدام باید مست بودتنها همین باید مست بود تا سنگینیِ رِقت‌بار ...

بزرگم کرده اما بی‌حواس و سرسری بی‌توغمت در حق من کرده فقط نا...

چون‌تو‌را‌دیدم‌دلم‌لرزید‌و‌رویم‌رنگ‌باختتیر‌چشمانت‌به‌قلبم‌خ...

"دوستت دارم."پسر جوان خنده ی خسته ای کرد."اشتباه می‌کنی.""مح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط