زير ِ بـــــارآن مے ايستَم

زير ِ بـــــارآن مے ايستَم

ميگويَند مــُـــد است ايـن روزهـــآ

عشـــــق بازے زير ِ بارآن

با اشک هاے ابـــــر ....

دل نِمے سوزانَم بَراے ابرے کہ اَز شِدت گِريــہ

بــہ هِقـــــ هـِــــق افتاده است

دِلَم بَراے خُـــــودَم مے سوزَد

كه از فِشار دِلتَنگــــــے

خيلي وَقت است نَفَسَـــــم بُريده بُريده و بَند استـ
دیدگاه ها (۳)

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

#این پاییز لعنتی...فصل‌ها عوض شدند و من در هر فصل، جُست‌وجوی...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

برده عمارت جئون

🥹🤍 دلم می‌خواد برگردم به روزایی که هنوز یه بچه‌ی کوچولو بودم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 139♡⁠。⁠)⁩قلبم ا...

قسمت ۸(بخش دو)

بهــم گفـت:  شعـرات بـوی پاییـز میـده بـوی بـرگایِ خیـس خـور...

Part ⁴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط