گفتی برای چه آمده بودی برای ماندن

گفتی برای چه آمده بودی؟ برای ماندن؟
خب چرا رفتی؟ یادم است گفتی دلیلی برای ماندن نداشتی.
پس برای چه برگشتی؟ برگشتی و اعتراض کردی از بی‌تفاوت بودنم، از رفتار سردم، از بی محلی هایم.
یادت نمی آید؟ من همانم فقط کمی دور تر، کمی غریبه تر.
راستی!
شما؟؟

[برای ساکن خانه بیست‌وهشتمِ خیابان شریعتی]
دیدگاه ها (۰)

تو بی‌بدیل بودی اما ما فراوان بیهوده(.) و تلخی قصه از اینجا ...

سال پيش دوستم در اتاقش ناپديد شدهمه جا را گشتيم اما بي فايده...

در مورد خودکشی دیده شده بسیاری از تصمیم ها آنی بوده یعنی فرد...

ژان پل سارتر در کتاب تهوع میگوید:چنان تنهایی وحشتناکی حس می ...

پارت : بیست و سوم ( ته لباسش رو پوشید و با غم رفت توی اتاق ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط