زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کر

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و یکسر به اتاق خواب سر زد.
ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید!
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن دو را با چوب گلف زد و خونین و مالین کرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا چای بخورد
با کمال تعجب شوهرش را دید که در آشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزیزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنند
راستی بهشون سلام کردی؟؟؟؟؟؟

اینم نتیجه بی اعتمادی خانوما به همسراشون!!!! (اجماعا صلوات)
دیدگاه ها (۱۳)

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

پارت پنج بعد از چند ساعت تمرین سخت و نفس‌گیر، بالاخره مربی ا...

جادوی سیاه

بچه ها کاور عوض شد🙃《검은 마음》پارت نهم | اولین ترک روی سکوتهوای ...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۸

PT/4 ات با ترید سرشو تکون...

KIM V

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط