سنگم مزن ای سنگ تر از سنگ تر از سنگ

سنگم مزن ای سنگ تر از سنگ تر از سنگ
بگذار دو روزی سر این بام بمانم

بگذار که در سینه ی تو لانه بسازم
من مرغک سرگشته ی گم کرده مکانم

مگذار که در حسرت این سینه بسوزم
رحمی بکن ای سخت تر از سخت به جانم...
دیدگاه ها (۱)

خداحافظ ای جوانی من خداحافظ یار نیمه راهم خداحافظ ای همه ی ...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

.....پارت پنجم.....

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط