من برگشتم گیلیلیلی🙂

من برگشتم گیلیلیلی🙂

چند پارتی؟!

(نمره)

با عصبانیت بهش نگاه کردم که یجا پارک کرد و بعد از نیم نگاهی گفت:

"نگا کن ترو خدا من الان باید ازت عصبانی باشم حالا باید نازتم بکشم!

با داد گفتم:

"نکنه اون من بودم که واسه نمره این ادا ها رو در میاووردم؟من بودم؟ جواب بده دیگه آرهه؟"

"ات!داد نزن."

"میخوام بزنم به کسی مربوط نیست حتی به ت.."

حرفم با سوزشی که روی گونم احساس کردم قطع شد.
یعنی واقعا اون الان منو زد؟
همه کار کرده بود .
حتی به بدترین شکل های ممکن منو تنبیه کرده بود ولی کتک؟نه!

هنوز توی شک بودم حتی حرکتی از خودم نداشتم که دوباره راه افتاد ..کمی بعد به خودم اومدم و با صدای آروم اما محکم گفتم:

"بزن بغل"

جوابی نشنیدم

"گفتم بزن بغل"

بازم حرفی نزد
در ماشینو باز کردمو لب زدم:

"اگه اینکارو نکنی خودمو پرت میکنم..میدونی که اینکار از دستم بر میاد پس بزن کنارر"

"اون در کوفتی رو ببند"

"باشه میبندم، ولی بعد از اینکه خودم از توش رفتم بیرون"

عربده کشید

"گفتم ببندددد"

کم نیاوردم و مثل خودش عربده کشیدم:
دیدگاه ها (۱)

عشق میان ماپارت7

پارت شانزده

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁹ویو: جونگ‌کوکوارد اتاق کارم شدم ...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط