عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب

عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب

از گـریـه هـای هـرشبـه ام روی رختـخواب

ده سال مـی شود کـه بـرایـم غـریبـه ای

ده سال مـی شود کـه خـرابـم...فقـط خـراب

شایـد تـو هـم شبیـه دلـم درد می کشی

شاید تـو هـم همیشـه خـودت را زدی بـه خـواب

از مـن چـه دیـده ای کـه رهـایـم نمی کنـی؟

جـز بیقـراری و غـم و انـدوه و اعتصـاب؟

جــز فکـرهـای منفـی و تصمیـم هـای بـد

جـز قـرصهـای صـورتـی ضـد اضطـراب؟

اصـلا تـو بـهترین بشـری!!مـن بـدم بـدم!

بگـذار تـا فرو بـروم تــــوی منــجلاب
دیدگاه ها (۱)

بچه که بودم از جریمه های نانوشته که بگذریم سلمانی و ساعت و ...

باید که لهجه کهنم را عوض کنم این حرفِ مانده در دهنم را عوض ک...

دنبال وجهی می گردم که تمثیل تو باشد زلالی چشم هات بی پایانی ...

خانه ات زيباست نقش هايت همه سحرانگيز است پرده هايت همه از ...

در تنِ فکرهای هرشبه‌امباز هم جای خالی‌اش، خالی‌ست..شاید تَصو...

خب.. همون طور که خودتم می‌دونی خیلی کارم تو نوشتن خوب نیست، ...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط