.

.
دفعه اول که تنها ماندم
تنها ماندم ، ولی رفتن را باور نکردم !
هنوز عشق را باور داشتم
هنوز دنبال مشکلی در خود بودم تا رفتنش را توجیه کنم !
هنوز فکر می کردم کسی هست ، که ماندن را می فهمد ،
بی توقع... بی نیاز...
می ماند ، چون می خواهد که بماند!
بی هیچ شرطی و اما و اگری...
اما وقتی برای بار دوم بی تعهدی ها را دیدم
وقتی به درک محاسبات آدمها در رابطه پی بردم ،
نمی گویم دلم نشکست
ولی یاد گرفتم
بمانم ،
دوستش داشته باشم ،
بخواهمش ،
اما همیشه راه را برای رفتنش باز بگذارم
فهمیدم هرچقدر که دوست داشتن زیباست
ولی دل بستن اشتباه است ...
#
👈 نظر شما درباره این تصویر?
دیدگاه ها (۲)

.دوستت دارمخیلی آرام...خیلی نرم!خیلی با حسرت!مانند دخترکی که...

. یکی که تو رو همینجوری که هستی بخواد ؛و هرجوری که باشی همیش...

.از وقتی تو آمدیخیلی هااز من دور شده اندخودماز همه دورتر...#...

.خودم را در آغوش گرفته ام.....خودم را در آغوش گرفته ام!...نه...

بعد از رفتنش فهمیدم بعضی تجربه‌ها شبیه زخم نیستند که خوب شون...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط