از کجا بگویم ؟!

از کجا بگویم ؟!
به طرز عجیب و احمقانه اى دلم برایت تنگ است …
دلخوشیهام کم نیست …
آدمهاى دور و برم هم کم نیستند …
مى آیند لبخندى روى لبم مى نشانند و میروند …
ولى دلتنگى عجیبى همیشه و همه جا همراه من است … نمیدانم این روزهایت چطور میگذرد …
نمیدانم تو هم دلتنگى یا نه ؟ …
همین حس و حال را داری یانه ؟!...
ولی میدانم که میخوانى …
و میدانم که نمیدانى چقـدر این دلتنگى برایم زجرآور است … آنها که کمتر مرا میشناسند هنوز هم میگویند خوش به حالت چه روحیه اى دارى …
کاش ماهم بلد بودیم مثل تو ساده بگیریم و ساده بخندیم …
اما آنها که بیشتر میشناسند .. میگویند: نفسهایت غبار دارد … چشمانت تار است …وبی حوصله ای...
تو بگو از کجا بگویم ؟! …
از آغوشهایى که اندازه ام نمیشوند ؟! …
لبخندهایى که شادم نمیکنند ؟! …
از کجا بگویم تا بدانی آنقدر هم که تو فکر میکنی این ساعت ها و این روزها ساده برایم نمیگذرد ...
نمیدانم از کجا...!
دیدگاه ها (۴)

پدر کیپاپ تولدت مبارک...نمیدانم با این زبان ناتوان چه برایت ...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

part 7 نیلسو : جونگکوک؟ کوک:هان؟ نیلسو : چرا اینقدر زل ...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ¹¹لبانم تکان میخورد ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

پروانه جان

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

کانالهای امنیتی های فاسد در تلگرام و سایر بسترهای مجازی خارج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط